آیا زمانی که ورزشکاران در اوج بازنشستگی می شوند از دست می دهیم؟

سرنا، مانند فدرر، 41 ساله است و بسیاری آن را بهترین ورزش در تمام دوران می دانند. روزهای بازی آنها ممکن است پشت سر آنها باشد، اما هر کدام یک نماد جهانی باقی می‌مانند، و وضعیت به‌عنوان یک نماد جهانی کمی شبیه یک قرار ملاقات در دادگاه عالی است: وقتی آن را دارید، کار مادام العمر شماست. این هم سودآور است. این ایده که یک ورزشکار ستاره ممکن است در بازنشستگی بیشتر از فعال بودن ارزش پول داشته باشد، کاملاً جدید نیست – درآمد حرفه ای آرنولد پالمر در گلف 2 میلیون دلار بود، در حالی که بخش عمده ای از دارایی تخمینی 700 میلیون دلاری او از طریق تأییدیه ها مدت ها پس از پایان روزهای رقابتی او به دست آمد. اما در دنیایی که هم برای محتوا و هم برای قهرمانان دیوانه شده است، خطر ایجاد یک خروجی روایی بالاتر از همیشه احساس می شود. میراث سازی را نمی توان به شانس واگذار کرد. فدرر قبلاً مورد توجه چندین مستند بوده است. ویلیامز در یک سریال پنج قسمتی HBO شرح داده شده است و جوانی او در کنار خواهرش در نمایشنامه سال گذشته «شاه ریچارد» برنده اسکار به تصویر کشیده شده است. انگیزه جهش از بازیکنی به شخصیت دیگر در حالی که هنوز در مجاورت حلقه برنده هستید بسیار زیاد است.

همیشه اینطور نبود – دور از آن. لبه های تاریخ ورزش مملو از شبح هایی مانند جانی یونیتاس سالخورده است که بی وقفه در نقش یک چارجر سن دیگو با زه بازی می کند و ویلی میز که به عنوان یکی از اعضای سابق نیویورک مت در حال سقوط است. هیچ بیوگرافی کاملی از هیچ یک از این دو مرد هرگز بدون ارجاع قابل توجهی به آن سال های غم انگیز و سست نوشته نخواهد شد، که در آن آنها بخش هایی از میراث خود را برای چند دستمزد نهایی و فرصتی برای تجلیل سوزاندند – قسمتی که مرد بزرگ در آن سال ها را به دست گرفت. میدان، به بدن خود دستور می دهد تا اعمال قهرمانانه قدیمی را انجام دهد و بارها و بارها توسط آن “ویرانی های سن” مورد خیانت قرار می گیرد.

من شخصاً در مورد خروجی های بسیار مرتب تر بزرگان امروزی تردید دارم. دلم برای مدل تراژیک تنگ شده است. برای ورزشکار سالخورده ادامه دادن به دور شدن، حتی زمانی که توانایی بدنی آنها شروع به از بین رفتن می کند، از برخی جهات یک عمل نجیب خودفریبی، ترک غرور شخصی، بازپرداخت بدهی کارمایی توانایی های طبیعی آنهاست. ما به عنوان یک جامعه در حال حاضر در تقاطع پزشکی مدرن، نشاط و تفکر جادویی ایستاده ایم، در خیالات بزرگسال-نوجوان جوانی ابدی غرق می شویم و خزش تهدیدآمیز زمان را از بین می بریم. اگر ورزش استعاره‌ای از زندگی است – و بهتر است، برای تمام مدت زمانی که طول می‌کشد، باشد – نمی‌دانم که آیا در سطحی با تماشای قهرمانانمان که در برابر یک یادداشت لطف سر تعظیم فرود می‌آورند، به خود آسیبی نرسانیم. بخش هایی از سفر زندگی زشت می شود. مصدومیت، باخت و شکست برای همه ما در راه است. این که در زمان واقعی شاهد تحقیر ورزشکاران بزرگ باشیم – و ببینیم که آنها با وقار و با صلابت آن را تحمل می کنند، حتی در حالی که نتایج آنها را از شکوه سابق دورتر می کند – ممکن است یکی از چیزهای بزرگی باشد که ورزش باید به ما بیاموزد.

در این چند ماه گذشته، معجزه ای رخ داد که تفاوت را از بین برد. آلبرت پویولز 42 ساله است و در بیست و دومین فصل خود در بیسبال لیگ برتر بازی می کند. در 10 سال اول آن حرفه، او اساساً بیب روث بود – استعدادهای نسلی که زودباوری را تحت فشار قرار دادند. در طول 10 سال دوم، او از خیلی خوب به متوسط ​​به کاملاً بد تبدیل شد، و بسیاری از مفسران به این موضوع اشاره کردند که چقدر غم انگیز است که ببینیم یک ضربه زن بی نقص شکست خورده است. و با این حال پوژولز همچنان پافشاری کرد و پس از آزادی توسط تیمی دیگر به عنوان بازیکن نیمکت نشین با لس آنجلس داجرز بازی کرد و در نهایت دوباره به تیم اصلی خود یعنی St. لویی کاردینالز، برای یک سال دیگر. این اساساً یک ژست احساسی بود.

اما بعد اتفاق عجیبی افتاد: او دوباره واقعاً خیلی خوب شد. تابش قفل شد او شروع به انجام حرکات خانگی با سرعت اولیه حرفه ای خود کرد و برای حرفه خود از 700 عبور کرد که یک معیار بزرگ در بیسبال بود. او تیمش را به یک عنوان قهرمانی رساند. همه چیز از ناکجاآباد به وجود آمد، رمانتیک ترین نتیجه ممکن برای بازیکنی که – از نظر بسیاری از مردم – به عنوان یک داستان هشدار دهنده عمل کرد، استدلالی برای خروج از بازی در حالی که نتیجه خوب بود.


تمامی اخبار به صورت تصادفی و رندومایز شده پس از بازنویسی رباتیک در این سایت منتشر شده و هیچ مسئولتی در قبال صحت آنها نداریم